خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

244

أخلاق الأشراف ( فارسى )

الآثام » - خدا جان فرعون را گرفت در حالى كه او از هر پليدى پاك بود زيرا جانش را وقتى گرفت كه او ايمان آورد و هنوز به گناهى نيالوده بود ( - فصوص الحكم ، 201 . نيز ، - 201 - 211 ، و حواشى دكتر ابو العلاء عفيفى بر آن ، صفحات 298 - 300 ، بيروت ، 1946 ) . و اين يكى از مواردى است كه عالمان شريعت بر ابن عربى اعتراض كرده كافرش شمرده‌اند . مولوى نيز همين عقيده را داشته است ، نهايت آنكه شيوهء بيان او فرق مىكند ، و آن را محملى مىتوان نهاد ( مثنوى ، 1 / 65 ، علاء الدوله ؛ فروزانفر ، شرح مثنوى شريف ، 1039 - 1041 ، دانشگاه تهران ) : روزْ موسى پيشِ حق نالان شده * نيمشب فرعون هم گريان بده كاين چه غُلّ است اى خدا بر گردنم * ورنه غُل باشد كه گويد من منم ؟ . . . . چونكه بىرنگى اسيرِ رنگ شد * موسيى با موسيى در جنگ شد چون به بىرنگى رسى كان داشتى * موسى و فرعون دارند آشتى . برخى ديگر از انديشه‌هاى او را در زير عنوان « انسان كامل » از همين حواشى آورده‌ايم ، بدانجا رجوع فرمايند . مراجع - سبط ابن الجوزى ، مرآة الزمان ، حيدرآباد ، 1952 ، 8 / 736 و ما بعد - شعرانى ، اليواقيت و الجواهر ، 14 - 6 ، قاهره ، 1306 ه . ق . - حاجى خليفه ، كشف الظنون ، 2 / 193 - 190 ، آستانه ، 1310 ه . ق . - ابن عربى ، فصوص الحكم ، چاپ بيروت ، 1946 / 1365 به اهتمام ابو العلاء عفيفى . - ابن شاكر كتبى ، فوات الوفيات ، 2 / 43 - 241 ، چاپ بولاق ، 128 ه . ق . - ابن خلّكان ، وفيات ، 2 / 65 - 64 ، چاپ تهران ، 1284 ه . ق . - ابن العماد ، شدرات الذّهب ، 5 / 202 - 190 ، چاپ بيروت ، 1950 . - محمد رجب حلمى ، البرهان الازهر فى مناقب الشيخ الاكبر ، قاهره ، 1326 ه . ق . ( با ترجمه تركى در حاشيهء آن ) .